از بین ۷تا خانه که تو حیاط بود و همگی معتاد بودیم ، تنها کسی که به پیر مرد سرایدار روزی یک بار حداقل تریاک میداد من بود ، روزی حداقل ده زار تو من صدقه میدادم ، رفتم کربلا همه مسخره م کردن ، گفتن پولتو دادی به عرب ها ، چرا من ا ز بین این ا باید سرطان بگیرم ، اونم بعد از آمدن از کربلا ، ،خدایا کجاییی ، اونا که امام حسین و ائمه رو فحش میدن، خوب وخوشن، اما ، خدایا خدایا ببخش منو،
+ نوشته شده در جمعه سی ام اردیبهشت ۱۴۰۱ساعت ۳:۳۱ ب.ظ  توسط مدیروبلاگ
|
برچسب:
نویسنده: کسری میرزایی
تاريخ: پنجشنبه
5 خرداد
1401 ساعت: 15:01